دلنوشته

به خودت بیشتر نگاه کن.. بیشتر چهره‌ات را درآیینه اتاقت تحسین کن.. گاهی خودت را نیمه‌ی گمشده‌ی خودت بدان.. شاید یکروز دلت برای امروزت تنگ شد، گذر زمان ازآنچه در آیینه می‌بینی نزدیک‌تر است!

دلنوشته

به خودت بیشتر نگاه کن.. بیشتر چهره‌ات را درآیینه اتاقت تحسین کن.. گاهی خودت را نیمه‌ی گمشده‌ی خودت بدان.. شاید یکروز دلت برای امروزت تنگ شد، گذر زمان ازآنچه در آیینه می‌بینی نزدیک‌تر است!

خاطــرات هر چه شـــــیرین تر باشند
بعد ها از تلخـی

گلو یــت را بیشتر می سوزانند...

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان

دگرگونی احوال

چهارشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۷، ۱۲:۰۰ ب.ظ
فاصله بین حال خوب و حال بد فقط به یه تار مو بنده 
گاهی وقتا تو زندگی مسائلی پیش میاد که حس می کنی خوشبخت ترین فرد روی زمینی، هیچ چیز و هیچ کسم نمی تونه این حستو تغییر بده و عوضش کنه.
 شایدم اون چیزا خیلی بزرگ و محسوس نباشن ولی تو حالِت باهاشان خوبه. حس دورنی قلبت فوق العادست.
ولی...
گاهی وقتا اونقدر حال درونیت بد میشه که نه تنها احساس بدی داری بلکه احساس می کنی بدبخت تر از تو، تو کل دنیا نیست. 
حس می کنی که حتی خدا هم ازت متنفر میشه وقتی که میبینی به هیچ کدوم از خواسته ها و دعاهات توجهی نمیکنه.
همه نعمت هایی که داری و شاید دیگران حسرت یه ثانیه داشتنشو بخورن ، پیش چشمت پشیزی ارزش نداره و کمبودهایی که داری صدبرابر بزرگ تر می شه و تورو تا مرز دیوونگی پیش می بره.
دیروز من به این حال بد دچار شده بودم. حالی که به غایت مزخرف، که حتی قدرت کنترل کردنشو نداشتم. صبح که از خواب پاشدم. نمیدونستم باید چیکار کنم.
دوست داشتم بخوابم ولی تحمل خونه موندنو نداشتم و باید  سرکار می رفتم،
وقتی از خونه زدم بیرون دوست نداشتم مسیرِ تکراریِ خونه تا محل کار رو طی کنم، اصلا حال و حوصله کار کردن رو هم نداشتم.
دوست داشتم برم قدم بزنم، برم یه جای دنج یه گوشه بشینم و فقط فکر کنم.
ولی متاسفانه اونم نشد و هرچی فکر کردم جایی به ذهنم نرسید، شایدم خودم از قصد نرفتم ، نمیدونم....
خلاصه کم کم انگاری بارگذاری شده باشم انگار خدا هم دلش برام سوخت.
کم کم نور خدا رو در دلم حس کردم. انگاری خدا بغلم کرده و دست نوازشگرشو رو موهام می کشید تا منو آرووم کنه.

حالا می فهمم کسی که خوکشی می کنه و از زندگی بیزار میشه اگه بتونه چند دقیقه خوددار باشه هیچوقت دست به همچین کاری نمیزنه و لحظه ای پشیمون می شه که کار از کار گذشته و هیچ فایده ای نداره.


در هنگام مواجهه با افسردی به او لبخند بزنید!!!
افسردگی شما را احمق می پندارد و به سراغ دیگری می رود...
«رابرت دنیرو»

++ خدایا هیچوقت تنهام نزااااار ......
  • mohadde3e ...

نظرات  (۳)

  • آقای بیدل
  • حال اسمش روش ، دایم تغییر می کنه ...
    اگه بخوایم با معیارِ حال زندگی کنیم زندگیمون بی ثبات میشه 
    پاسخ:
    مگه میشه؟!!! 
    حال، ناخودآگاه روی رفتار و کردار ما تاثیر میزاره
    درسته که باید کنترلش کرد ولی تا بخوای تغییرش بدی، حداقل یکمی زمان میبره...
  • نعیمه بانو
  • خب عزیزم تو اکثر اوقات اعصاب نداری که الان مثلا حال دیروزت به خاطر این مسایل بوده است 
    مادرت می دونی تو اینگونه هستی؟؟
    پاسخ:
    آخه عزیزم من که بیشتر اوقات آرومم
    مگر مواقعی که تو عصبانیم کنی!!!
    مادرم به داشتن همچین دختری افتخار می کنه عزیزممم :)
  • عبداله رضوی
  • در مورد حال خوب و حال بد و رویدادها، چگونگی و کیفیت زندگی و انتظارات هر کسی از خود و... مطالب بسیار گفته شده...
    کلاً چیزی که مهمه و مشخصه اینه که هیچ چیزی وجود خارجی نداره!
    در حقیقت اگر هم داشته باشه مفهومی نداره!!!
    بنگرید به کیهان و هستی بیکران آیا آنموقع نه تنها ما بلکه حتی کره زمین جز پوچی معنی دیگری خواهد داشت؟!
    و این مورد به غیر از تصور زندگی به شکل یک رویای بیکران و یک نوع بازیچه بودن نوع بشر است...
    پاسخ:
    بله درست میگید
    واقعا که زندگی یه شوخی بزرگه....

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی